غزل ( چراغِ رویِ تو شد قبلهٔ دلِ من، ای جان )
چراغِ رویِ تو شد قبلهٔ دلِ من، ای جان
نمازِ عشق توام هر نفس به جان، ای جان
به هر نفس که کشم، نامِ توست در سینه
تو روحِ زندهٔ من، ای همه توان، ای جان
اگر ز دیدهٔ من اشک میچکد هر شب
همه ز شوقِ تو باشد، نه از زیان، ای جان
ربّم! تو شاهدی از حالِ بیقرارِ دلم
که جز تو نیست مرا در جهان امان، ای جان
به غیرِ رویِ تو چیزی دلم نمیخواهد
تو ابتدا و تویی آخرِ زمان، ای جان
ظفر شامل ز عشق تو دل از جهان برید
که نامِ تو شده آرامِ این روان، ای جان
المان
بتوانایی ربم
+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت 22:12 توسط ظفر شامل
|