می‌خواهم سپاس بگویم، نه از سر عادت

بلکه از دل، از عمقِ احساسی که ربّم در من نهاده است.

سپاس برای بودنت در زندگیِ من

برای اینکه هنوز باور دارم برایت مهمم

که هنوز، در گوشه‌ای از دلت، شامل را می‌شنوی.

شاید نتوانم همیشه احساساتم را به زبان آورم

اما در سکوتِ خود، هزار بار گفته‌ام:

هرگاه گمان می‌کنی از یادِ من رفته‌ای

بدان که همان لحظه، در اندیشه‌ات غرقم

و ربّم می‌داند که بی‌تو هیچم

و هر نفسم با نامِ تو معنا می‌گیرد.

از دلِ ظفر شامل

بیادِ ربّم

الانیا

بتوانایی ربم